قرآن کریم

 

اراده و سرنوشت


همچنان که نوع اعمال انسان و نحوه رفتار او از عنصر ((اراده )) و خواست انسان نشاءت مى گیرد، سرنوشت اخروى هر کسى نیز به لحاظ این که بر اساس نوع نگرش ها و اعمال او مبتنى مى باشد، مستقیما وابسته به ((اراده )) و مشیت او است . و چون عامل ((اراده )) نسبت به سرنوشت در مقام علت نسبت به معلول قرار دارد لذا در مقوله سرنوشت عامل اراده است که همواره حرف آخر را مى زند بگونه اى که حتى این تاثیرگذارى شامل تقدیرات گذشته نیز مى شود و اعمال سابق انسان را نیز دچار دگرگونى مى کند و تقدیر جدیدى براى او پدید مى آید.
توضیح مطلب این است که باى انسان دو نوع تقدیر است و دو نوع کتاب مطرح است :
1. کتاب تقدیر - که شامل تقدیرى کلى و تقدیر سالیانه مى شود.
2. کتاب عمل .


اما کتاب تقدیر
تقدیر کلى همه جهان آفرینش را شامل مى شود - انا کل شى ء خلقنه بقدر(171) اما در تقدیر سالیانه که مربوط به شب قدر است ، امور جارى و پیشامدهاى مربوط به یکسال و شئونات و سلوک یکساله انسان ، ترسیم و مشخص مى شود.
دو نوع تقدیر: 1. تقدیر محتوم . 2. تقدیر مشروط.


اما تقدیر محتوم :

عبارت است از امورى که خداوند تحقق آن را مطلق قرار داده و بطور حتم در آینده بوجود مى آید.
اما تقدیر مشروط و معلق : عبارت است از تقدیر شاءنى و استعدادى مثلا مقدر شده است که فلان دانه شاءن و استعداد تبدیل شدن به درخت را داشته باشد مشروط به اینکه مانعى در برابر او پدید نیاید این نوع تقدیر نظر به طبیعت یک امر دارد که اگر این شرط تحقق یافت آن مقدر محقق مى شود و الا فلا. البته خداوند از ازل نسبت به تحقق این شرط و یا شرطها و همچنین به عدم تحقق آن ، علم دارد و مشروط بودن منافات با علم ازلى الهى ندارد چون این شرط نظر به علم فعلى و حادث دارد.
در لسان آیات و روایات از مقدرات مشروط به ((لوح محو و اثبات )) نیز تعبیر شده است چه اینکه از مقدرات محتوم به ((لوح محفوظ)) و یا ((ام الکتاب )) یاد شده است : یمحوا الله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتب (172) مراد از لوح محو و اثبات که در حال زیاده و نقصان است ، صفحه طبیعت و صفحه وجود و علم فعلى الهى است که حادث است به حدوث الاشیاء و همراه با تحقق خارجى یک امرى که قابل تفسیر و دگرگونى نمى باشد و منشاء لوح محو اثبات نیز، لوح محفوظ است چون مقدرات مشروط و نتیجه حتمى آن در لوح محفوظ ثبت است .
مساءله ((بداء)) نیز از لوح محو و اثبات پدید مى آید. زیرا انسان روند امور را بر اساس طبع اولى و ظاهرى محاسبه مى کند و تحقق امرى بر خلاف روند ظاهرى - بداء - براى انسان بر خلاف انتظار است و لذا نتیجه چنین امرى را که براى او تازگى دارد بعنوان ((بداء)) تلقى مى کند در حالیکه مقدرات طبیعى و مشروط صدها شرط دارد که در حال تغییر و تحول است و منشاء این تغییر و تحول مقدرات مى باشد و در خصوص انسان این تغییر شرائط و علل کار وابسته به نوع افکار و رفتار او است و مقدرات انسان در اثر عملکرد مثبت و منفى او دچار دگرگونى مى گردد.
علم به مقدرات مشروط یعنى ((لوح محو و اثبات ، از مختصات خداوند متعال است ، فقط او مى داند که چه تغییراتى در مقدرات و طرح اولیه پدید خواهد آمد و لذا امیرالمومنین (علیه السلام) مى فرماید: او لا آیة فى کتاب الله لاخبرتکم بما یکون و بما هو کائن الى یوم القیامه و هى هذه الایه : یمحو الله ما یشاء و الله و یثبت و عنده ام الکتاب (173)


اما آنچه که در شب قدر از امور یکساله به ائمه علیهما السلام ارائه مى شود، مقدرات محتوم مى باشد که تغییر و تبدیل در آن راه ندارد.
بنابراین علوم ملائکه و انبیا و ائمه علیهما السلام دو نوع است :
یکى علوم کلى بر اساس طرح و طبع اولى اشیاء که باذن الهى نسبت به روند امور آگاه مى شوند. دیگرى علوم جزئى و دقیق که در شب قدر نسبت به امور یکسان بطور تفصیلى به اهل بیت علیهما السلام ارائه مى گردد. در علوم کلى انبیا و اولیا علیهما السلام بداء حاصل مى شود چون از نتیجه تغییر و تحولات آگاهى ندارند. اما در علومى که در شب قدر در رابطه با حوادث یکساله به آنان ارائه مى گردد بداء راه ندارد چون این علوم بر اساس مقدرات محتوم مى باشد نه مقدرات مشروط و معلق .


اما کتاب عمل

 

آنچه به موضوع ((اراده و سرنوشت )) بیشتر ارتباط دارد مساءله کتاب عمل است و بررسى آیات مربوط به آن مراد از ((عمل )) در این جا معناى فقهى آن نیست که اختصاص به اعمال فیزیکى و ظاهرى انسان دارد بلکه مراد معناى عام کلامى آن است که هم اعمال ظاهرى و جوارحى را شامل مى شود و هم اعمال قلبى و جوانحى را در بر مى گیرد.
منظور از ((کتاب عمل )) نیز عبارت است از متن عمل که در صحیفه نفس ‍ انسان ثبت مى گردد، و همیشه ملازم و همراه انسان است . و چون انسان عامل عملش را در صحیفه جان خود نوشته است لذا کتاب با کاتب در این جا یکى است . سر مطلب نیز این است که ساختار نفس و جان انسان متناسب با اعمال و اعتقادات او شکل مى گیرد و اعمال انسان تاثیر در ساختن شخصیت باطنى او دارد و چون نفس در روح انسان باقى و جاوید است این تاثیرگذارى نیز جاودانه و ابدى است و لذا در قیامت نیز عمل با عامل همراه است چون در صحیفه جان انسان نقش بسته است ، چنانچه در بحث ((تجسم اعمال )) بحد کافى به این بحث پرداخته است .


قرآن و کتاب عمل

 

قرآن کریم در آیا متعددى به موضوع کتاب عمل پرداخته است ، بررسى و تامل در این نوع آیات نشان مى دهد که آنچه بعنوان صحیفه نفس و به تعبیر خود قرآن ((نامه عمل )) براى انسان مطرح است ، از سنخ الفاظ و نوشته جات نیت که کتاب چیزى جداى از انسان باشد و به او عرضه شود، بلکه از سنخ حالات و ملکات و شئون نفس انسان است که در این جا ((کتاب ))، ((کاتب )) و ((قارى )) یکى است .
در سوره اسراء مى فرماید: و کل انسن اءلزمنه طئره فى عنقه و نخرج له یوم القیمة کتبا یلقه منشورا اقراء کتبک کفى بنفسک الیوم علیک حسیبا من هتدى فانما یهتدى لنفسه و من ضل فانما یضل علیها و لا تزر وازرة وزر اءخرى (174) کتابى که در این آیه مطرح است همان متن عمل است که داراى حقیقت ملکوتى است و با جان انسان گره خورده است و در قیامت نیز این حقایق خود را نشان مى دهد و لذا وضعیت اخروى هر کسى بطور قهرى ، متناسب با اعمال او جلوه گر مى شود و چون سیرت و صورت و هر کسى براى او واضح و آشکار است نیاز به بررسى و سوال و جواب نیست بلکه خود انسان در محاکمه خویش کافى است - اقرا کتابک کفى بنفسک الیوم علیک حسیبا در سوره جاثیه مى فرماید: و ترى کل اءمة جاثیة کل اءمة تدعى الى کتبها الیوم تجزون ما کنتم تعملون هذا کتبنا ینطق علیکم بالحق انا کنا نستنسخ ما کنتم تعملون (175)


((جاثیه )) یعنى بزانو در آمد که اشاره به عظمت و ابهت صحنه محاسبه اعمال دارد در این همایش بزرگ حساب و کتاب ، هیچ فردى توان حرکت و ایستادن را ندارد. در چنین صحنه اى هر امتى دعوت به محاسبه بر اساس ‍ آنچه کتاب اعمال نشان مى دهد مى شود و مطابق آن جزاء داده مى شود.


کلمه ((امت )) نشان مى دهد که علاوه بر کتاب فردى هر امتى کتاب جداگانه اى نیز دارد زیرا اعمال انسان هم داراى جنبه فردى و شخصى است و هم داراى جنبه سیاسى و اجتماعى جنبه فردى همه انسانها مساوى است اما از آن جهت که هر گروه و مجموعه بعنوان ((امت )) داراى ارتباطات و تکالیف اجتماعى است و کارهاى جمعى و سیاسى هر مجموعه با محوریت رهبرى و مکتب خاصى صورت مى گیرد، هر امتى داراى شناسنامه و صلیغه گروهى خاصى است .

 

 

 

 

 

.............................

http://www.ghadeer.org/qoran/dam_asheqi/271-0007.htm#link38

 

 

گوگل

 


نوشته شده در یکشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٩ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin