قرآن کریم

آپلود عکسهایی که با آنها قاب ساختم برای روز مادر تقدیم به همه مادران مسلمان ومومن

 
phxwz4k78mz6bdx3tex.jpg
 
phxwz4k78mz6bdx3tex.jpg 
 
آپلود عکسهایی که با آنها قاب ساختم برای روز مادر تقدیم به همه مادران مسلمان ومومن
 
 
 
 
nk0xzs2mkz63tnt96w.jpg
 
nk0xzs2mkz63tnt96w.jpg 
 
 
 
rcmikg5ksybkorw5v70.jpg cejgcvk6pr7u8s19u3.jpg
 
rcmikg5ksybkorw5v70.jpg 
 
 
xpuc22gx2pzk6bo60gyv.jpg 
 
 
ewenx5le3gel4cwfens.jpg
xpuc22gx2pzk6bo60gyv.jpg0kwmxp5uv8ldomhqprdg.jpg
 
xpuc22gx2pzk6bo60gyv.jpg 
 
 
04jkmk9qo9b0i9hxgn.jpg 
 
 
 
توضیحات :
 

انتخاب عکس از رایانه که قبلا سیو شده و انتخاب قاب مناسب از

http://www.loonapix.com/framer/change_effect

 
آدرس آپلود عکسهایی که با آنها قاب ساختم ذکر شده است
 
 
روز مادر مبارک

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٧ اردیبهشت ،۱۳٩٠ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

 

***اللهم عجل لولیک الفرج***

ختم صلوات جهت رفع مشکل....

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar-20.com 

http://quran-fotros.blogfa.com

 


نوشته شده در سه‌شنبه ٢٧ اردیبهشت ،۱۳٩٠ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

دانستنیهایی از قرآن (ولایت،مکمل رسالت)

http://tebyan-zn.ir/News-Article/quran/2011/5/4/24968.html


نوشته شده در شنبه ۱٧ اردیبهشت ،۱۳٩٠ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

ترتیب سوره ها با بیان شعر

واحد دار القرآن تبیان زنجان-

ترتیب نام سوره ها به شعر

بعد حمد و بقره ، عمران، نساء و مائده

از نعم اعراف و نفل و توبه بستان فائده

بعد یونس هود و یوسف رعد ابراهیم و حِجر

نحل و اسری کهف و مریم سوره طه بذکر

انبیا حج مومنون خوان نور و فرمان شعراء

نمل و قصه عنکبوت و روم و لقمان و سجده را

حزب و سبأ فاطر و یس و صفّ صاد و زُمر

مومن و مصباح و شوری زخرف دخان و هم زبر

جاثیه احقاف محمد(ص) و ان دگر فتح حجر

قاف می دان ذاریات و طور و هم نجم و قمر

تبیان زنجان

بعد رحمن واقعه بعدش حدید است و جدال

حشر و بعدش امتحان صف جمعه با عز و جلال

پس منافق پس تغابن بعد این دو وان طلاق

بعد از تحریم و مُلک و نون بعد این سه حاق

پس از معارج نوح و جن و تزمیل و تدثیر و قیام

دهر و مرسل بین نبأ نازع عبس تکویر نام

فطر و صف و شق و برج و طارق اعلی العلی

غاشیه فجر و بلد شمس است و لیل است و ضحی

انشراح و تین علق قدر است بعدش بیّنه

بعد از آن زلزال می دان عادیات و قارعه

پس تکاثر عصر و همزه و فیل ایلافت حصر

بعد ماعون کوثر است و کافرون را بعد نصر

از لهب اخلاص می دان و فلق ختمش به ناس

بحث ختم سوره ها از شرح می کن اقتباس

http://tebyan-zn.ir/News-Article/quran/2011/5/5/25043.html

 


نوشته شده در شنبه ۱٧ اردیبهشت ،۱۳٩٠ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

موضوع : گنجینه قرآنی
پرسش : قرآن به چه معناست؟
پاسخ : درباره لفط «قرآن» چند معنا گفته شده است :1. قرآن بر وزن «غفران» مصدر و از ماده (قرأ) گرفته شده؛ به معنای خواندن است .2. قرآن مصدر و از (قرٌء= قری) گرفته شده و به معنای جمع کردن است. بدین جهت که قرآن، ثمرات و نتایج کتب آسمانی پیشین را در خود جمع دارد و یا به این دلیل که سوره ها و آیات، اوامر، نواهی، قصص و ... در آن جمع شده است.3. قرآن، از ماده قرن مشتق شده و به معنای ضمیمه کردن چیزی به چیز دیگر است و چون آیات و سور آن به یک دیگر نزدیک و مقرون به گونه ای خاص به هم مرتبطند، به آن قرآن میگویند.4. قرآن مشتق از (قرائن) و قرائن جمع قرینه است؛ چرا که آیات قرآن بعضی قرینه و موید بعضی دیگر است و بعضی، برخی دیگر را تفسیر و تصدیق میکند و به هم شباهت دارد.
پرسش : از میان صفات قرآن، مشهورترین آنها در خود قرآن کدام است؟
پاسخ : عبارتند از: احسن الحدیث، بشیر، بصائر، بلاغ، بیان، حکیم، مبارک، ذی الذکر، شفاء، عربی، عزیز، الحکیم، العظیم، کریم، مبین، المجید، قیم، متشابه، مثانی، مجید، نذیر.

 

گوگل

 

 


نوشته شده در پنجشنبه ۱٥ اردیبهشت ،۱۳٩٠ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

 

مرحوم استاد رحیم مؤذن زاده اردبیلی مرحوم استاد آقاتی
استاد حسین صبحدل حسین علی شریف
حرم امام رضا (ع) اذان حزین
اذان انتظار - کاظم زاده حسن رضائیان
استاد شیخ محمد طوخی راغب مصطفی غلوش

 

http://www.erfan.ir/farsi/monasebat

گوگل

 

 

 

 

 


نوشته شده در دوشنبه ۱٢ اردیبهشت ،۱۳٩٠ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

آیات شریفه7 الی 9 سوره احزاب

وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِیِّینَ مِیثَاقَهُمْ وَمِنْکَ وَمِنْ نُوحٍ وَإِبْرَاهِیمَ وَمُوسَىٰ وَعِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ ۖ وَأَخَذْنَا مِنْهُمْ مِیثَاقًا غَلِیظًا «7» لِیَسْأَلَ الصَّادِقِینَ عَنْ صِدْقِهِمْ ۚ وَأَعَدَّ لِلْکَافِرِینَ عَذَابًا أَلِیمًا «8» یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ جَاءَتْکُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِیحًا وَجُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا ۚ وَکَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرًا «9»

 

[یاد کن] زمانى که از پیامبران [براى ابلاغ وحى] پیمان گرفتیم ، و [نیز] از تو و از نوح و از ابراهیم و موسى و عیسى بن مریم ، از همه پیمانى استوار گرفتیم ، « 7» تا صادقان را از صدقشان بپرسد [و پاداش صدقشان را به آنان عطا کند] و براى کافران عذابى دردناک آماده کرده است . « 8» اى اهل ایمان ! نعمت خدا را بر خود یاد کنید ، هنگامى که سپاهیانى [به قصد نابود کردنتان] به سوى شما آمدند ، پس بادى [کوبنده] و لشکریانى که آنها را نمى‏دیدید بر ضد آنان فرستادیم [تا آنان را در هم کوبیدند] ؛ و خدا به آنچه انجام مى‏دهید بیناست . « 9»

 

http://www.erfan.ir/farsi/quran/quran_proj/display/display.php

عکس روز

http://aks.roshd.ir/#list,Date,20,1,0,10,,DESC,1,0,0,0,1

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در دوشنبه ۱٢ اردیبهشت ،۱۳٩٠ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

اعجاز علمی قرآن کریم (قسمت اول)

http://tebyan-zn.ir/News-Article/quran/2011/4/14/21929.html

 

اعجاز علمی قرآن کریم (قسمت دوم)

http://tebyan-zn.ir/News-Article/quran/2011/4/14/21934.html


نوشته شده در چهارشنبه ٧ اردیبهشت ،۱۳٩٠ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

معلم کیمیای جسم و جان است     

  مــعلم رهنمای گمرهان است

 شـده حک بر فراز قله ی عشق  

 معلم وارث پیغــــمبران است

http://mo-asvadi.blogfa.com/post-41.aspx

گوگل

http://www.takpic.net/upload/12/Gol%20royae-%5BTakPic.Net%5D%20(asli).jpg

 

http://www.img4up.com/up2/41441503822678076567.jpg

 

 


نوشته شده در چهارشنبه ٧ اردیبهشت ،۱۳٩٠ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

شخصیت ‏شناسى زنان در قصه‏هاى قرآن (1)

http://tebyan-zn.ir/News-Article/quran/2011/4/17/22361.html

شخصیت ‏شناسى زنان در قصه‏هاى قرآن (2)

http://tebyan-zn.ir/News-Article/quran/2011/4/17/22362.html

 


نوشته شده در چهارشنبه ٧ اردیبهشت ،۱۳٩٠ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

متن خطبه فدکیه در مسجد

 

  الحمد والثناء أبتدء بحمد من هو أولى بالحمد والطول والمجد. (1) الحمد للَّه على ما أنعم، و له الشکر على ما ألهم (2)، والثناء بما قدم من عموم نعم ابتداها، و سبوغ الاء اسداها، و احسان منن والاها. (3) (أحمده بمحامد) (4)جم عن الاحصاء عددها، و ناى عن المجازاه امدها (5) ، و تفاوت عن الادراک ابدها (6) ، و ندبهم لاستزادتها بالشکر لاتصالها (7) ، (و استخذى الخلق بانزالها) (8)، و استحمد إلى الخلائق باجزالها، و ثنى (9)بالندب إلى أمثالها.
و أشهد أن لا إله إلا اللَّه (وحده لا شریک له) (10)، کلمة جعل الاخلاص تأویلها، و ضمن القلوب موصولها، و أبان فی الفکر (11) معقولها. الممتنع من الأبصار رؤیته، و من الألسن صفته، و من الأوهام الإحاطة به. (12)
ابتدع (13)الأشیاء لا من شى‏ء کان قبلها، و أنشأها بلا احتذاء امثله امتثلها. کونها بقدرته و ذراها بمشیته، من غیر حاجة منه إلى تکوینها و لا فائده له فی تصویرها إلا تثبیتا لحکمته، و تنبیها على طاعته، و اظهاراً لقدرته، (و دلالة على ربوبیته) (14)و تعبداً لبریته، و إعزازاً لدعوته. (15) ثم جعل الثواب على طاعته، و وضع العقاب على معصیته (16) ، ذیادة (17) لعباده عن نقمته و لهم إلى جنته.

حمد و ثنا
کلام خود را آغاز مى‏کنم با حمد و سپاس خدائى که به ستایش و فضل و عزت و رفعت از همه کس سزاوارتر است.
خداوند را بر نعمتهایى که عطا فرموده مى‏ستایم، و بر الهامش سپاس مى‏نمایم، و بر نعمتهاى گسترده‏اى که ابتداءً عنایت نموده و نعمتهاى فراوانى که عطا فرموده و تفضلات پى‏درپى که مرحمت کرده ثنا مى‏گویم.
او را سپاس مى‏گویم با حمدهاى بى‏پایانى که از حد شمارش بیرون است، و قدرت بر شکر همه‏ى آنها نیست، و نهایت آنها قابل درک نخواهد بود. نعمتهایى که خداوند براى ازدیاد و دوام آنها ما را دعوت به شکرگزارى نموده، و بندگانش را بر فرستادن آنها مطیع خود گردانیده، و براى کامل نمودن بخششهایش از آنان حمد و ستایش خود را خواسته، و در کنار آن به طلب چنین نعمتهائى امر فرموده است.
گواهى مى‏دهم که معبودى غیر «اللَّه» نیست. تنها او معبود است و شریکى ندارد. کلمه‏اى است که تأویل آن اخلاص است و متضمن رساندن قلوب به اعتقاد وحدانیت خداست، و آنچه را که عقل به آن پى مى‏برد در اندیشه‏ها ظاهر نموده است. خداوندى که امکان دیدنش و قدرت توصیف او براى کسى نیست، و به خیال کسى نمى‏گنجد. خداوندى که تمام اشیاء را بدون آنکه چیزى قبل از آنان باشد بوجود آورده، و بى‏آنکه از نمونه‏هایى براى خلقت پیروى کرده باشد آنان را آفریده است. با قدرتش به آنان وجود داده و با اراده‏ى خود آنان را خلق فرموده، بدون آنکه نیازى به خلقت آنان داشته باشد یا فائده‏اى به او عائد شود.
بلکه علت در خلقت آنست که حِکمت خود را براى ما سوایش معلوم بنماید، و آنان را به إطاعت خود متوجه کند، و قدرت خویش را به منصه‏ى ظهور برساند، و دلالت بر ربوبیتش نماید و خلق را به عبادت خود بخواند و به دعوت خود عزت و غلبه بخشد(18). همچنین براى دورى آنان از عذابش و سوق آنان به بهشتش ثواب را بر اطاعت خود و عذاب را در معصیتش قرار داد.

  1ـ من «ابتدء» الى هنا لیست فى «د» و «ز» و «ع»، و فی «ألف»: ابتدء بالحمد لمن هو أولى بالحمد والمجد والطول.
2ـ «ى» و شرح ابن‏میثم: بما ألهم.
3ـ من قولها علیهاالسلام «و إحسان» إلى هنا فی «د» هکذا: و تمام منن اولاها. و فی «ن» هکذا: و إحسان منن أولاها. و فی «ع» هکذا: و تظاهر منن أولاها و کمال مواهب والاها. سبوغ الآلاء: اتساع النعماء. والاها أی تابعها باعطاء نعمه بعد أخرى. جم: کثر. ناى: بعد الأمد: الغایة.
4ـ الزیادة من «ع»، و بعده: جل عن الاحصاء.
5ـ «ج»: مزیدها، «د» و «ز»: عن الجزاء امدها.
6ـ «ب»: آمالها. «ن»: و ناى عن المجازات مزیدها وفات عن الإدراک امدها. تفاوت: تباعد.
7ـ أی دعاهم و رغبهم فی استزاده النعمة و طلب زیادتها بسبب الشکر لتکون نعمه متصله لهم غیر منقطعه عنهم. و من قولها علیهاالسلام «و ندبهم» إلى هنا فی «ألف» هکذا: استدعى الشکور بافضالها... و فى «ب» و «ى»: واستثن الشکر بفضائلها. و فی «ع»: واستثنى الشکر بافضالها. و فی «ج»: و استتب الشکر بفضائلها. و استتب: استقام و استمر.
8ـ الزیادة من «ج». استخذى: انقاد.
9ـ «الف» و «ج»: أمر. «ع»: آمن. «ى»: واستحمد إلى الخلق باجرائها و من... و اجزالها: اکثارها.
10ـ الزیادة من «ج» و «د»و «ز» و «ى».
11ـ العبارة من قولها علیهاالسلام «و أبان» إلى هنا فی «ب» هکذا: و أنى فی الفکرة، و فی «د» و «ز»: انار فی التفکر. و فی «ن»: و أنار فی الفکر معقولها. و فی «ع». و أبان فی الفکر محصولها و أظهر فیها معقولها الممتنعة.
12ـ «د» و «ز»: و من الأوهام کیفیته.
13ـ «ن»: أبدع.
14ـ الزیادة من «ى». ابتدع: احدث: لا من شی‏ء: أی مادة. احتذاء: الاقتداء. امتثلها: تبعها. ذرأها: خلقها. العبارة من قولها علیهاالسلام «کان قبلها» إلى هنا فی «ب» هکذا: قبله و احتذاها بلا مثال لغیر فائدة زادته إلا إظهاراً... و فی «ج»: کان قبله و أنشأها بلا احتذاء مثله سماها بغیر فائدة زادته إلا اظهار...، و فی «ألف»: کان قبلها و أنشأها بلا احتذاء امثله وضعها لغیر فائدة زادته إلا إظهاراً...، و فی «ع»: کان قبله، و أنشأها بلا احتذاء امتثله و فطرها لغیر فائدة زادته إلّا إظهاراً لقدرته. و فی «ز»: و ذرأها بمشیته لا حاجة... إلا تبینا لحکمه. و فی «ى» من أول العبارة إلى هنا هکذا: الذى ابتدع الاشیاء لا من شیى‏ء کان قبله و أنشاها بلا احتذاء امثلة، و فطرها لغیر فائدة زادته إلّا إظهاراً لقدرته و دلالةً على ربوبیته و إعزازاً لأهل دعوته.
15ـ «ألف» و «ج» و «ى» و «ع»: لأهل دعوته.
16ـ العبارة من قولها علیهاالسلام «على طاعته» إلى هنا فی «ج» هکذا: لأهل طاعته و وضع العذاب على أهل معصیته...، و فی «ع» هکذا: لأهل طاعته و جعل العقاب لأهل معصیته زیادة لأولیائه عن نقمته...، و فی «ب»: على طاعته والعقاب....
17ـ کذا فی «الف» و «د» خ ل، و فی سائر النسخ: «زیادة» بالزاى و هو بالذال بمعنى الطرد والدفع والابعاد، والظاهر أنه لا معنى للعبارة بالزای هنا.
18ـ «ألف»: و به کسانى که مردم را بسوى خدا مى‏خوانند عزت ببخشد.

http://www.yazahra.net/far/selecttext.php?ic=284&subid=9

 

 

 

 

 


نوشته شده در چهارشنبه ٧ اردیبهشت ،۱۳٩٠ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

آیه امانت در قرآن

 قرآن تبیان زنجان-

بیش از هزار و چهارصد سال از نزول آیه 72 سوره احزاب1 می گذرد. در این مدت ، همواره بحث‌های مهمی بین مفسرین، پیرامون این آیه مطرح شده و برخی آیه را از متشابهات شمرده‌اند که وما یعلم تأویله الا الله والراسخون فی العلم2. در این مقال کوتاه به چند نکته، اشاره می شود.

اولین نکته، ارتباط صدر و ذیل آیه است، صدر آیه، سخن از بار سنگین امانت است که آسمان و زمین و کوه‌ها از پذیرش آن اباء کردند ولی انسان، آن را به دوش کشید و این مدح انسان است اما جمله پایانی آیه، انه کان ظلوماً جهولاً در نگاه اول تصور می شود، در مقام ذمّ انسان بیان شده، اما با کمی دقت، یکدست بودن آیه مشخص می شود، درست مثل این است که پسری شش ساله در محضر پدرش، سخنی بگوید که پختگی سخن مردی کامل را داشته باشد،‌ آن قدر پدر به وجد می‌آید که می گوید: قاتلک الله؛ خدا تو را بکشد این جمله هرگز در مقام ذم پسر نیست بلکه از هزاران مدح گویاتر است. انه کان ظلوماً جهولاً نیز از این باب است، بنابراین صدر و ذیل آیه کاملاً مرتبط و یکجا در مقام مدح نوع انسان، بیان شده است.

دومین نکته، در مورد اباء آسمان و زمین و کوه‌ها است که باید توجه داشت، این اباء استذلالی است نه اباء استکباری از جنس اباء ابلیس در سجده بر آدم که ابی و استکبر و کان من الکافرین3 در حقیقت، آسمان و زمین و کوه‌ها از روی تواضع و خشوع عرض کردند؛ ما صلاحیت و لیاقت پذیرش این امانت را نداریم.

سومین نکته در مورد حقیقت امانت است . برخی گفته اند: منظور از امانت، تکلیف است که خداوند، ابتدا آن را بر زمین و آسمان و کوهها عرضه کرد و آنها از روی تواضع، خود را شایسته پذیرفتن تکلیف ندانستند ولی انسان در خود، لیاقت پذیرش آن را دید و آن را پذیرفت.

برخی گفته اند منظور از امانت، قرآن است که شامل تکلیف هم می شود، این گروه برای اثبات نظریه خود به آیه لو انزلنا هذا القرآن علی جبل لرایته خاشعاً متصدعاً من خشیة الله4 تمسک جسته‌اند، کوه‌ها، تاب تحمل قرآن را ندارند: نزل به الروح الامین علی قلبک5

ملای رومی می‌گوید: منظور از امانت، اختیار است، انجام تکلیف و عمل به قرآن، وقتی محقق می‌شود که انسان اختیار داشته باشد:

این که گوئی این کنم یا آن کنم                 خود دلیل اختیار است ای صنم

در بین مخلوقات پروردگار، انسان است که با اراده و آزادی می تواند راه خود را انتخاب کند و زمین و آسمان این اختیار را ندارند.

مرحوم علامه طباطبائی در تفسیرالمیزان می‌فرماید: منظور از این امانت، ولایت کلیّه الهیه است و در توضیح نظر خود می فرماید: ریشه اختیار به توان برمی‌گردد، آن توانی که خداوند در نهاد انسان به ودیعت گذاشته که می تواند این کند یا آن کند، این توان، امانتی است که زمین و آسمان آن را ندارند. سپس، روایت جالبی را از امام صادق علیه السلام نقل می کند و برداشت جالب‌تری هم ارائه می دهد:

از امام صادق(ع) سؤال کردند منظور از امانت در آیه چیست؟ حضرت فرمود ولایت علی ابن ابیطالب. مرحوم علامه می فرماید: ولایت دو بعد دارد، فاعلی و قابلی. در اینجا، منظور بعد فاعلی ولایت است نه قابلی چون زمین و آسمان و کوه‌ها، ولایت علی بن ابیطالب را پذیرفته‌اند انا عرضنا الامانة... یعنی، ما این ولایت را به آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه نمودیم و آنها، استعداد و زمینه پذیرش آن را نداشتند ولی انسان کامل که مصداق اعلای آن امیرالمؤمنین است، آن را پذیرفت و در وجود مولا، این ولایت به فعلیت رسید ولی در دیگر انسان‌ها، بالقوه است. انسان می تواند با این ولایت، زمین و آسمان و کوه‌ها را مسخر خود کند.

برخی گفته اند، منظور از امانت، همان روحی است که از سوی خدا به آدم دمیده شد و نفخت فیه من روحی6 روح الهی، امانت است که پس از نفخ آن، آدم مسجود فرشتگان شد و این روح الهی حقیقت امانت است که در نهاد بشر به ودیعت گذاشته شده که در لسان عرفا و حکما به «نفس» تعبیر می شود لذا فرموده اند:

من عرف نفسه فقد عرف ربه7 یعنی هرکس آن روح الهی را بشناسد خدایش را شناخته است.

ضمن ارادت و احترام به همه مفسرین بزرگ و نامدار قرآن که پنج نظریه فوق را ارائه فرموده اند، راقم این سطور می خواهد با تکیه بر سیاق آیه قول ششمی را مطرح کند و آن، این است که: منظور از امانت، خود امانت است، در بین مخلوقات پروردگار تنها انسان، امانت را پذیرفت و تنها انسان است که ظرفیت پذیرفتن امانت را دارد و اهل امانت است.


 

فرهنگ و معارف قرآن / گردآوری:گروه قرآن سایت تبیان زنجان

http://www.tebyan-zn.ir/quran.html

پی‌نوشت‌ها:

1 - انا عرضنا الامانة علی السموات والارض والجبال فأبین ان یحملنها واشفقن منها و حملها الانسان انه کان ظلوماً جهولا

2 - آل عمران / 7

3 - بقره / 34

4 - حشر / 21

5 - شعرا / 193

6 - حجر / 29

7 - غررالحکم آمدی / ص 625


نوشته شده در چهارشنبه ٧ اردیبهشت ،۱۳٩٠ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

 

مطالب قرآنی

فضیلت و برکات سوره مبارکه قارعه

http://tebyan-zn.ir/News-Article/quran/2011/4/26/23766.html

 

ارتباط فقر وگناه کردن در قرآن

http://tebyan-zn.ir/News-Article/quran/2011/4/26/23747.html

 

مثل‌های مکی ومدنی قرآنی

http://tebyan-zn.ir/News-Article/quran/2011/4/26/23757.html

 

دانستنی های قرآن

http://tebyan-zn.ir/News-Article/quran/2011/4/26/23751.html

متن قرآن همراه با ترجمه استاد حسین انصاریان

http://www.erfan.ir/farsi/quran/quran_proj/display/display.php

 

گوگل


نوشته شده در چهارشنبه ٧ اردیبهشت ،۱۳٩٠ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

 
 
اینقدر پی قبر من مظلومه نگردید
هرجا دلتان می شکند قبر من آنجاست

هرجا که عزا برمن مظلومه گرفتند
ساکت ننشینید حسین و حسن آنجاست


 
 
 
 
گل نرگس آواتار ها
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

نوشته شده در شنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳٩٠ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

نماز کامل و نجات از آتش
قال الرضا - علیه السلام -:
اذا کان یوم القیامة یدعى بالعبد فاول شى ء یسئل عنه الصلاة فاذا جاء بها تامة و الا زخ فى النار ؛
وقتى قیامت شود بنده را مى خوانند اول چیزى که از او مى پرسند نماز است ، پس اگر نمازش را تام و تمام به جا آورده باشد، نجات مى یابد، و اگر نمازش را با شرایط و آداب صحت یا قبولى آن به جا نیاورده باشد، او را به آتش مى افکنند.
(وسائل الشیعه ، ج 3، ص 19)

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=23641&page=48

غیبت ، مانع قبولى نماز
قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:
من اغتاب مسلما او مسلمة لم یقبل الله صلوته و لا صیامه اربعین یوما و لیلة الا ان یغفر له صاحبه ؛
هر کس غیبت مرد یا زن مسلمانى را کند، تا چهل شبانه روز نماز و روزه اش ‍ پذیرفته نیست ، مگر این که غیبت شونده او را ببخشد.
(بحارالانوار، ج 75، ص 258)

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=23641&page=48

مقدار قبولى نماز
عن النبى - صلى الله علیه وآله - قال :
ان من الصلوة لما یقبل نصفها و ثلثها و ربعها و خمسها الى العشر ؛ و ان منها لما تلف ، کما یلف الثوب الخلق ، فیضرب بها وجه صاحبها ؛ و ان مالک من صلوتک الا ما اقبلت علیه بقلبک ؛
نمازى هست که نصف آن پذیرفته مى شود و نمازى هست که یک سوم یا یک چهارم یا یک پنجم ...تا یک دهم آن قبول مى گردد و نمازى است که چون جامه کهنه درهم پیچیده شده بر چهره به جاى آورنده اش زده مى شود.همانا از نمازت براى تو (نتیجه اى ) نیست جز آن مقدار که در آن اقبال و حضور قلب داشته اى .
(بحارالانوار، ج 81، ص 260.کتاب الصلوة ، باب 38، حدیث 59)

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=23641&page=48

 

 

 


نوشته شده در شنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳٩٠ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

 

کلمه مورد نظر: ذکر >>  تعداد تکرار: 278


خلاصه نتایج:

آلذکرین 2 بار
اذکر 7 بار
اذکرکم 1 بار
اذکرنی 1 بار
اذکره 1 بار
اذکروا 10 بار
التذکره 1 بار
الذکر 19 بار
الذکران 1 بار
الذکری 6 بار
بالذکر 1 بار
بذکر 3 بار
بذکرهم 1 بار
تتذکرون 3 بار
تذکر 2 بار
تذکره 7 بار
تذکروا 2 بار
تذکرون 17 بار
ذکر 40 بار
ذکرا 11 بار
ذکرانا 1 بار
ذکراها 1 بار
ذکراهم 1 بار
ذکرت 1 بار
ذکرتم 1 بار
ذکرک 1 بار
ذکرکم 1 بار
ذکرنا 2 بار
ذکره 2 بار
ذکرهم 1 بار
ذکروا 8 بار
ذکری 12 بار
ستذکرونهن 1 بار
سیذکر 1 بار
فاذکروا 7 بار
فاذکرونی 1 بار
فتذکر 1 بار
فذکر 4 بار
فستذکرون 1 بار
فللذکر 1 بار
کذکرکم 1 بار
لتذکره 1 بار
لذکر 3 بار
لذکری 3 بار
للذکر 5 بار
لیذکروا 3 بار
مذکر 1 بار
نذکرک 1 بار
واذکر 9 بار
واذکرن 1 بار
واذکروا 12 بار
واذکروه 1 بار
والذکر 1 بار
وذکر 4 بار
وذکرهم 1 بار
وذکروا 1 بار
وذکری 6 بار
ولیتذکر 1 بار
ولیذکر 1 بار
ویذکر 1 بار
ویذکروا 1 بار
یتذکر 7 بار
یتذکرون 7 بار
یذکر 9 بار
یذکرهم 1 بار
یذکرون 11 بار



آیاتی که لغت مورد نظر در آنها تکرار شده است:

آلذکرین
6:143 6:144

اذکر
5:110 18:24 19:16 19:41 19:51 19:54 19:56

اذکرکم
2:152

اذکرنی
12:42

اذکره
18:63

اذکروا
2:40 2:47 2:122 5:11 5:20 8:45 14:6 33:9 33:41 35:3

التذکره
74:49

الذکر
3:36 15:6 15:9 16:43 16:44 21:7 21:105 25:18 25:29 36:11 38:1 38:8 43:5 53:21 53:45 54:25 68:51 75:39 92:3

الذکران
26:165

الذکری
6:68 44:13 51:55 80:4 87:9 89:23

بالذکر
41:41

بذکر
13:28 13:28 21:36

بذکرهم
23:71

تتذکرون
6:80 32:4 40:58

تذکر
12:85 35:37

تذکره
20:3 56:73 69:12 73:19 74:54 76:29 80:11

تذکروا
7:201 43:13

تذکرون
6:152 7:3 7:57 10:3 11:24 11:30 16:17 16:90 23:85 24:1 24:27 27:62 37:155 45:23 51:49 56:62 69:42

ذکر
3:195 4:124 5:91 6:118 6:119 7:63 7:69 8:2 12:42 12:104 16:97 18:57 19:2 21:2 21:24 21:24 21:42 21:50 22:35 24:37 26:5 32:22 36:69 38:32 38:49 38:87 39:22 39:23 39:45 39:45 40:40 43:36 49:13 58:19 62:9 63:9 68:52 72:17 81:27 87:15

ذکرا
2:200 18:70 18:83 20:99 20:113 21:48 33:41 37:3 37:168 65:10 77:5

ذکرانا
42:50

ذکراها
79:43

ذکراهم
47:18

ذکرت
17:46

ذکرتم
36:19

ذکرک
94:4

ذکرکم
21:10

ذکرنا
18:28 53:29

ذکره
74:55 80:12

ذکرهم
23:71

ذکروا
3:135 5:13 5:14 6:44 7:165 25:73 32:15 37:13

ذکری
6:69 6:90 11:114 18:101 20:42 20:124 21:84 23:110 26:209 38:8 38:46 74:31

ستذکرونهن
2:235

سیذکر
87:10

فاذکروا
2:198 2:200 2:239 4:103 7:69 7:74 22:36

فاذکرونی
2:152

فتذکر
2:282

فذکر
50:45 52:29 87:9 88:21

فستذکرون
40:44

فللذکر
4:176

کذکرکم
2:200

لتذکره
69:48

لذکر
29:45 43:44 57:16

لذکری
20:14 39:21 50:37

للذکر
4:11 54:17 54:22 54:32 54:40

لیذکروا
17:41 22:34 25:50

مذکر
88:21

نذکرک
20:34

واذکر
3:41 7:205 38:17 38:41 38:45 38:48 46:21 73:8 76:25

واذکرن
33:34

واذکروا
2:63 2:203 2:231 3:103 5:4 5:7 7:69 7:74 7:86 7:171 8:26 62:10

واذکروه
2:198

والذکر
3:58

وذکر
6:70 33:21 47:20 51:55

وذکرهم
14:5

وذکروا
26:227

وذکری
7:2 11:120 29:51 38:43 40:54 50:8

ولیتذکر
38:29

ولیذکر
14:52

ویذکر
24:36

ویذکروا
22:28

یتذکر
13:19 20:44 35:37 39:9 40:13 79:35 89:23

یتذکرون
2:221 14:25 28:43 28:46 28:51 39:27 44:58

یذکر
2:114 2:269 3:7 6:121 19:67 21:36 22:40 25:62 80:4

یذکرهم
21:60

یذکرون
3:191 4:142 6:126 6:138 7:26 7:130 8:57 9:126 16:13 37:13 74:56

http://www.parsquran.com/data/word.php?user=far&quantity=%D8%B0%DA%A9%D8%B1

 

 

 


نوشته شده در شنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳٩٠ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

دو آیه  با لفظ   "ذکر"

 

     

 

اما شما آنها را به باد مسخره گرفتید و آنها شما را از یاد من غافل کردند و شما از آنها می‏خندیدید! (۱۱۰)

 

فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِیًّا حَتَّى أَنسَوْکُمْ ذِکْرِی وَکُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَکُونَ ﴿۱۱۰﴾

http://www.parsquran.com/data/show.php?sura=23&ayat=۱۱۰&user=far&lang=far&tran=2

آیه ١١٠ مومنون

 

...........................


     

 

مى‏گویند منزهى تو ما را نسزد که جز تو دوستى براى خود بگیریم ولى تو آنان و پدرانشان را برخوردار کردى تا [آنجا که] یاد [تو] را فراموش کردند و گروهى هلاک‏شده بودند (۱۸)

 

قَالُوا سُبْحَانَکَ مَا کَانَ یَنبَغِی لَنَا أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِکَ مِنْ أَوْلِیَاء وَلَکِن مَّتَّعْتَهُمْ وَآبَاءهُمْ حَتَّى نَسُوا الذِّکْرَ وَکَانُوا قَوْمًا بُورًا ﴿۱۸﴾

 

http://www.parsquran.com/data/show.php?sura=25&ayat=۱۸&user=far&lang=far&tran=1

آیه ١٨ فرقان

 

 

 


نوشته شده در شنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳٩٠ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

 

 

کلمه    "ذکر  " در قرآن کریم

کلمه مورد نظر: ذکر >>  تعداد تکرار: 256

ش 1- سوره: 8 , آیه: 2

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ

ش 2- سوره: 19 , آیه: 2

ذِکْرُ رَحْمَةِ رَبِّکَ عَبْدَهُ زَکَرِیَّا

ش 3- سوره: 21 , آیه: 2

مَا یَأْتِیهِم مِّن ذِکْرٍ مِّن رَّبِّهِم مُّحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَهُمْ یَلْعَبُونَ

ش 4- سوره: 26 , آیه: 5

وَمَا یَأْتِیهِم مِّن ذِکْرٍ مِّنَ الرَّحْمَنِ مُحْدَثٍ إِلَّا کَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِینَ

ش 5- سوره: 21 , آیه: 24

أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ هَذَا ذِکْرُ مَن مَّعِیَ وَذِکْرُ مَن قَبْلِی بَلْ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُم مُّعْرِضُونَ

 

ادامه در

http://www.parsquran.com/data/search.php?page=1&user=far&quantity=+%D8%B0%DA%A9%D8%B1&lang=ara

 

 

 


نوشته شده در شنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳٩٠ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin