قرآن کریم

گوگل

ImageShack, share photos, pictures, free image hosting, free video hosting, image hosting, video hosting, photo image hosting site, video hosting site

http://img405.imageshack.us/i/islami10.jpg

گوگل سرچ سبحان الله وبحمده

http://www.egymedicine.net/forumsx/signaturepics/sigpic25845_3.gif

http://www.egymedicine.net/forumsx/thread26582.html

سبحان الله وبحمده
سبحان الله العظیم
 
 
ImageShack, share photos, pictures, free image hosting, free video hosting, image hosting, video hosting, photo image hosting site, video hosting site
 
 
ImageShack, share photos, pictures, free image hosting, free video hosting, image hosting, video hosting, photo image hosting site, video hosting site
 
 
ImageShack, share photos, pictures, free image hosting, free video hosting, image hosting, video hosting, photo image hosting site, video hosting site
 
 
 
 
 

نوشته شده در شنبه ٢٢ آبان ،۱۳۸٩ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

آدرس بعضی مطالب قرآنی


نوشته شده در شنبه ٢٢ آبان ،۱۳۸٩ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

http://www.tajrish.net/love/g-(165).jpg

گوگل

http://www.img.axfa.net/reza/2010/Tabiat-gol/Landscapes-On-The-Earth/Breathtaking-Photographs-of-Nature-18.jpg

 

گوگل

http://qualityjunkyard.com/wp-content/uploads/2009/05/beautiful-nature-frozen-cherry-trees-2.jpg

 

 


نوشته شده در شنبه ۱٥ آبان ،۱۳۸٩ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

 

چرایی برکت و مبارک بودن قرآن

قرآن خواندن

کمال « برکت » برای قرآن:

معنای برکت

البرکة: النماءُ و الزیادة ؛ برکت یعنی رشد و فزونی

بارک الله الشیء و بارک فیه و علیه.وضع فیه البرکة خداوند کسی یا مالی را برکت بخشید و در آن برکت نهاد، یعنی فزونی و زیادت به آن داد.

و بارک علی محمد و آل محمد: ای اثبت له و ادم ما اعطیته من التشریف و الکرامة.» بر محمد و آل محمد برکت ببخش، یعنی خداوندا! هر آنچه از شرافت و کرامت به ایشان بخشیده‌ای آن را با ثبات و مداوم قرار ده.

تبارک الله یعنی: خداوند مقدس، پاک و منزه، بلند مرتبه و بزرگ است. این صفت، جز برای او نیست یعنی پاک و منزه است خداوند از هرچه درباره‌اش اندیشه کنند ابن عباس روایت می‌کند: که برکت یعنی کثرت و فراوانی در هر خیری.

 ابن انباری می‌گوید : تبارک الله یعنی در هر کاری به نام نامی خداوندگار برکت جسته می‌شود.1

از آیات شریفه قرآن چنان بر‌می‌آید که برکت بخشیدن ، امری است مختص خداوند. یعنی فقط بدست او و از جانب حضرت حق است که برکت به کسی یا مالی یا امری تعلق می‌گیرد.

برخی از کسان یا اموری که خداوند به آنها برکت بخشیده مبارکشان گردانده ـ و در قرآن ذکر آن آمده است ـ عبارتند از:

کره زمین 3، مکه مکرمه4، فلسطین و اراضی مقدسه 5 ، کوه جودی6 ، سرزمین قوم سبا 7، آب باران 8 ، درخت زیتون 9، پیامبران10 و قرآن مجید.

 

در موارد مذکور ذیل ، صفت مبارک برای قرآن نیز آمده است:

الف ) سوره انعام آیه 92:

« وَهَـذَا کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَکٌ مُّصَدِّقُ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ یُحَافِظُونَ.» ؛ و این قرآن، کتابی است که آن را فرو فرستاده‌ایم و مبارک است. کتاب های آسمانی پیشین را نیز تصدیق می‌کند و برای آن است که مردم مکه و اطراف آن را بوسیله آن بیم دهی. کسانی که به آخرت ایمان دارند، به قرآن ایمان می‌آورند و بر نمازهای خویش نگاهبان و پاسدارند

ب ) سوره انعام آیه 155:

« وَهَـذَا کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَکٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُواْ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ.» ؛ و این قرآن کتاب مبارکی است که آن را فرو فرستاده‌ایم. پس، از آن پیروی کنید و پروای خدا را پاس بدارید، باشد که رحمت خداوندی شما را شامل شود.

ج ) سوره انبیاء آیه 50‌ :

خداوند قرآن را از این رو مبارک نامور کرده که قرآن کتاب ستوده‌ای است که بوسیله آن سعادت و کامروایی نصیب آدمی می‌گردد. هرکس به قرآن چنگ زند رستگار می‌شود.

وَهَذَا ذِکْرٌ مُّبَارَکٌ أَنزَلْنَاهُ أَفَأَنتُمْ لَهُ مُنکِرُونَ» ؛ و این قرآن کتابی است که ما خود آن را فرو فرستاده‌ایم. آیا شما ـ حقانیت ـ آن را انکار می‌نمایید؟

د ) سوره ص آیه 29:

« کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ مُبَارَکٌ لِّیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَلِیَتَذَکَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ » ؛این قرآن کتابی است که ما آن را به سوی تو فرستاده‌ایم و مبارک است. تا خردمندان در آیات بیندیشند و پند گیرند.

 

مبارک بودن قرآن یعنی چه؟

سیمای قرآن در قرآن

درخواندن قرآن و عمل به دستورها و فرمان های حیات بخش آن، زیادت و فزونی در امور خیر است. چنانچه در آیاتی که آوردیم پاس نماز داشتن، پروا و پرهیزگاری، پذیرفتن حق، تدبردر آیات خداوند و پندگرفتن از آنها . از جمله موارد خیری است که برخاسته از صفت مبارک در قرآن است.

درتفسیر مجمع البیان پیرامون این صفت چنین می‌خوانیم :

خداوند قرآن را از این رو مبارک نامور کرده که قرآن کتاب ستوده‌ای است که بوسیله آن سعادت و کامروایی نصیب آدمی می‌گردد. هرکس به قرآن چنگ زند رستگار می‌شود.

برکت یعنی پایداری خیر بر فزونی و زیادت، و از همین لغت « تبارک الله» برگرفته شده یعنی پیوسته و در همه حال آنچه که شایسته تعظیم و بزرگداشت است برای خداوند ثابت و برقرار می‌باشد.

قرآن مبارک است یعنی خواندن قرآن خیر است، عمل به قرآن خیر است ، علم نخستین و آخرین در قرآن است‌، آموزش گناهان در قرآن است و حلال وحرام خداوند نیز در قرآن بیان شده است.

برکت یعنی زیادت. قرآن از آن رو مبارک است که نسبت به کتابهای آسمانی پیشین بیانات افزونتری دارد و چون قرآن آن کتابها را نسخ کرده اما خود ناسخی ندارد چرا که تا پایان دورانی که تکلیف بر انسانها بار می‌شود، قرآن نیز هست .2

سخن دیگر آنکه خداوند خود را با همین صفت درباره نزول قرآن ستوده است. آنجا که می‌فرماید: « تَبَارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعَالَمِینَ نَذِیرًا» 3؛پاک و منزه بزرگ و متعالی ، فزونی بخش و پای دارنده خیر است آن خداوند که قرآن را بر بنده‌اش فرو فرستاد تا برای جهانیان بیم دهنده‌ای باشد.

و بالاخره آنکه قرآن در شبی مبارک نیز نازل گشته است:«إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةٍ مُّبَارَکَةٍ إِنَّا کُنَّا مُنذِرِینَ.» ؛ ما قرآن را در شبی مبارک فرو فرستادیم. همانا که ما ترساننده‌ایم. 4

از آنچه گفتیم دریافتیم که صفت مبارک برای قرآن به معنای آن است که قرآن موجب سعادت و کامروایی، باعث فزونی و کثرت درهمه خیرهاست. خواندن قرآن، عمل به آن، فهم آیات آن همگی باعث سعادت و کامرائی اهل ایمان است و عامل خیر و نیکی.

http://www.tebyan.net/religion_thoughts/articles/quranicarticles/2010/11/6/140927.html

 

 


نوشته شده در شنبه ۱٥ آبان ،۱۳۸٩ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

 

http://www.arakihaa.ir

 


نوشته شده در پنجشنبه ٦ آبان ،۱۳۸٩ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

 

شاهدان قیامت در قرآن

در سایت زیر درسه صفحه ذکر شده

http://www.andisheqom.com/Files/quranshenasi.php?idVeiw=28756&level=4&subid=28756&page=1

 

http://nggico.persianblog.ir

 

 

 


نوشته شده در پنجشنبه ٦ آبان ،۱۳۸٩ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

  

 

  گوگل

 

 عکسهای مهدوی

در وبلاگ    http://nazrejamkaran.blogfa.com

 

 


نوشته شده در سه‌شنبه ٤ آبان ،۱۳۸٩ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

گوگل

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/kishemehr/File0039.JPG

 


نوشته شده در سه‌شنبه ٤ آبان ،۱۳۸٩ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

http://molodabad.persiangig.com/image/P8171449.JPG

 

http://yaseen.ir/wp-content/Scan10068.gif

 

 

 


نوشته شده در سه‌شنبه ٤ آبان ،۱۳۸٩ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

 

اراده و سرنوشت


همچنان که نوع اعمال انسان و نحوه رفتار او از عنصر ((اراده )) و خواست انسان نشاءت مى گیرد، سرنوشت اخروى هر کسى نیز به لحاظ این که بر اساس نوع نگرش ها و اعمال او مبتنى مى باشد، مستقیما وابسته به ((اراده )) و مشیت او است . و چون عامل ((اراده )) نسبت به سرنوشت در مقام علت نسبت به معلول قرار دارد لذا در مقوله سرنوشت عامل اراده است که همواره حرف آخر را مى زند بگونه اى که حتى این تاثیرگذارى شامل تقدیرات گذشته نیز مى شود و اعمال سابق انسان را نیز دچار دگرگونى مى کند و تقدیر جدیدى براى او پدید مى آید.
توضیح مطلب این است که باى انسان دو نوع تقدیر است و دو نوع کتاب مطرح است :
1. کتاب تقدیر - که شامل تقدیرى کلى و تقدیر سالیانه مى شود.
2. کتاب عمل .


اما کتاب تقدیر
تقدیر کلى همه جهان آفرینش را شامل مى شود - انا کل شى ء خلقنه بقدر(171) اما در تقدیر سالیانه که مربوط به شب قدر است ، امور جارى و پیشامدهاى مربوط به یکسال و شئونات و سلوک یکساله انسان ، ترسیم و مشخص مى شود.
دو نوع تقدیر: 1. تقدیر محتوم . 2. تقدیر مشروط.


اما تقدیر محتوم :

عبارت است از امورى که خداوند تحقق آن را مطلق قرار داده و بطور حتم در آینده بوجود مى آید.
اما تقدیر مشروط و معلق : عبارت است از تقدیر شاءنى و استعدادى مثلا مقدر شده است که فلان دانه شاءن و استعداد تبدیل شدن به درخت را داشته باشد مشروط به اینکه مانعى در برابر او پدید نیاید این نوع تقدیر نظر به طبیعت یک امر دارد که اگر این شرط تحقق یافت آن مقدر محقق مى شود و الا فلا. البته خداوند از ازل نسبت به تحقق این شرط و یا شرطها و همچنین به عدم تحقق آن ، علم دارد و مشروط بودن منافات با علم ازلى الهى ندارد چون این شرط نظر به علم فعلى و حادث دارد.
در لسان آیات و روایات از مقدرات مشروط به ((لوح محو و اثبات )) نیز تعبیر شده است چه اینکه از مقدرات محتوم به ((لوح محفوظ)) و یا ((ام الکتاب )) یاد شده است : یمحوا الله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتب (172) مراد از لوح محو و اثبات که در حال زیاده و نقصان است ، صفحه طبیعت و صفحه وجود و علم فعلى الهى است که حادث است به حدوث الاشیاء و همراه با تحقق خارجى یک امرى که قابل تفسیر و دگرگونى نمى باشد و منشاء لوح محو اثبات نیز، لوح محفوظ است چون مقدرات مشروط و نتیجه حتمى آن در لوح محفوظ ثبت است .
مساءله ((بداء)) نیز از لوح محو و اثبات پدید مى آید. زیرا انسان روند امور را بر اساس طبع اولى و ظاهرى محاسبه مى کند و تحقق امرى بر خلاف روند ظاهرى - بداء - براى انسان بر خلاف انتظار است و لذا نتیجه چنین امرى را که براى او تازگى دارد بعنوان ((بداء)) تلقى مى کند در حالیکه مقدرات طبیعى و مشروط صدها شرط دارد که در حال تغییر و تحول است و منشاء این تغییر و تحول مقدرات مى باشد و در خصوص انسان این تغییر شرائط و علل کار وابسته به نوع افکار و رفتار او است و مقدرات انسان در اثر عملکرد مثبت و منفى او دچار دگرگونى مى گردد.
علم به مقدرات مشروط یعنى ((لوح محو و اثبات ، از مختصات خداوند متعال است ، فقط او مى داند که چه تغییراتى در مقدرات و طرح اولیه پدید خواهد آمد و لذا امیرالمومنین (علیه السلام) مى فرماید: او لا آیة فى کتاب الله لاخبرتکم بما یکون و بما هو کائن الى یوم القیامه و هى هذه الایه : یمحو الله ما یشاء و الله و یثبت و عنده ام الکتاب (173)


اما آنچه که در شب قدر از امور یکساله به ائمه علیهما السلام ارائه مى شود، مقدرات محتوم مى باشد که تغییر و تبدیل در آن راه ندارد.
بنابراین علوم ملائکه و انبیا و ائمه علیهما السلام دو نوع است :
یکى علوم کلى بر اساس طرح و طبع اولى اشیاء که باذن الهى نسبت به روند امور آگاه مى شوند. دیگرى علوم جزئى و دقیق که در شب قدر نسبت به امور یکسان بطور تفصیلى به اهل بیت علیهما السلام ارائه مى گردد. در علوم کلى انبیا و اولیا علیهما السلام بداء حاصل مى شود چون از نتیجه تغییر و تحولات آگاهى ندارند. اما در علومى که در شب قدر در رابطه با حوادث یکساله به آنان ارائه مى گردد بداء راه ندارد چون این علوم بر اساس مقدرات محتوم مى باشد نه مقدرات مشروط و معلق .


اما کتاب عمل

 

آنچه به موضوع ((اراده و سرنوشت )) بیشتر ارتباط دارد مساءله کتاب عمل است و بررسى آیات مربوط به آن مراد از ((عمل )) در این جا معناى فقهى آن نیست که اختصاص به اعمال فیزیکى و ظاهرى انسان دارد بلکه مراد معناى عام کلامى آن است که هم اعمال ظاهرى و جوارحى را شامل مى شود و هم اعمال قلبى و جوانحى را در بر مى گیرد.
منظور از ((کتاب عمل )) نیز عبارت است از متن عمل که در صحیفه نفس ‍ انسان ثبت مى گردد، و همیشه ملازم و همراه انسان است . و چون انسان عامل عملش را در صحیفه جان خود نوشته است لذا کتاب با کاتب در این جا یکى است . سر مطلب نیز این است که ساختار نفس و جان انسان متناسب با اعمال و اعتقادات او شکل مى گیرد و اعمال انسان تاثیر در ساختن شخصیت باطنى او دارد و چون نفس در روح انسان باقى و جاوید است این تاثیرگذارى نیز جاودانه و ابدى است و لذا در قیامت نیز عمل با عامل همراه است چون در صحیفه جان انسان نقش بسته است ، چنانچه در بحث ((تجسم اعمال )) بحد کافى به این بحث پرداخته است .


قرآن و کتاب عمل

 

قرآن کریم در آیا متعددى به موضوع کتاب عمل پرداخته است ، بررسى و تامل در این نوع آیات نشان مى دهد که آنچه بعنوان صحیفه نفس و به تعبیر خود قرآن ((نامه عمل )) براى انسان مطرح است ، از سنخ الفاظ و نوشته جات نیت که کتاب چیزى جداى از انسان باشد و به او عرضه شود، بلکه از سنخ حالات و ملکات و شئون نفس انسان است که در این جا ((کتاب ))، ((کاتب )) و ((قارى )) یکى است .
در سوره اسراء مى فرماید: و کل انسن اءلزمنه طئره فى عنقه و نخرج له یوم القیمة کتبا یلقه منشورا اقراء کتبک کفى بنفسک الیوم علیک حسیبا من هتدى فانما یهتدى لنفسه و من ضل فانما یضل علیها و لا تزر وازرة وزر اءخرى (174) کتابى که در این آیه مطرح است همان متن عمل است که داراى حقیقت ملکوتى است و با جان انسان گره خورده است و در قیامت نیز این حقایق خود را نشان مى دهد و لذا وضعیت اخروى هر کسى بطور قهرى ، متناسب با اعمال او جلوه گر مى شود و چون سیرت و صورت و هر کسى براى او واضح و آشکار است نیاز به بررسى و سوال و جواب نیست بلکه خود انسان در محاکمه خویش کافى است - اقرا کتابک کفى بنفسک الیوم علیک حسیبا در سوره جاثیه مى فرماید: و ترى کل اءمة جاثیة کل اءمة تدعى الى کتبها الیوم تجزون ما کنتم تعملون هذا کتبنا ینطق علیکم بالحق انا کنا نستنسخ ما کنتم تعملون (175)


((جاثیه )) یعنى بزانو در آمد که اشاره به عظمت و ابهت صحنه محاسبه اعمال دارد در این همایش بزرگ حساب و کتاب ، هیچ فردى توان حرکت و ایستادن را ندارد. در چنین صحنه اى هر امتى دعوت به محاسبه بر اساس ‍ آنچه کتاب اعمال نشان مى دهد مى شود و مطابق آن جزاء داده مى شود.


کلمه ((امت )) نشان مى دهد که علاوه بر کتاب فردى هر امتى کتاب جداگانه اى نیز دارد زیرا اعمال انسان هم داراى جنبه فردى و شخصى است و هم داراى جنبه سیاسى و اجتماعى جنبه فردى همه انسانها مساوى است اما از آن جهت که هر گروه و مجموعه بعنوان ((امت )) داراى ارتباطات و تکالیف اجتماعى است و کارهاى جمعى و سیاسى هر مجموعه با محوریت رهبرى و مکتب خاصى صورت مى گیرد، هر امتى داراى شناسنامه و صلیغه گروهى خاصى است .

 

 

 

 

 

.............................

http://www.ghadeer.org/qoran/dam_asheqi/271-0007.htm#link38

 

 

گوگل

 


نوشته شده در یکشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٩ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

فلسفه ابتلا در قرآن

http://www.ghadeer.org/qoran/dam_asheqi/271-0002.htm#link12

 

ابتلاء و قضاء و قدر

http://www.ghadeer.org/qoran/dam_asheqi/271-0006.htm#link31

 

اراده و سرنوشت

http://www.ghadeer.org/qoran/dam_asheqi/271-0007.htm#link34

 

تاءثیر اراده بر سرنوشت

http://www.ghadeer.org/qoran/dam_asheqi/271-0007.htm#link38

 

   

اللهم صل علی محمدو آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علی محمدو آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علی محمدو آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علی محمدو آل محمد و عجل فرجهم


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم






اللهم عجل لولیک الفرج





http://www.askquran.ir/showthread.php?t=17163&p=370643

 


 

 

 


نوشته شده در یکشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٩ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

 نام های گروهی سوره های قرآن

1- سبع طوال: هفت سوره طولانی بقره، آل عمران، نساء، اعراف، انعام، مائده ودو سوره انفال و برائت که به جای یک سوره شمرده شده اند.

2- مئین : سوره هایی که عدد آیات آن ها از صد متجاوز است.ولی از لحاظ حجم به سبع طوال نمی رسند که نزدیک به دوازده سوره اند و عبارتند از:یونس، هود، یوسف، نحل، اسراء، کهف، مریم، طه، انبیا، مؤمنون، شعراء و صافات (ر.ک:الاتقان، ج 1، ص 190-189 و 197.).

3- مثانی : سوره هایی که عدد آیات آن ها زیر صد قرار دارد و نزدیک بیست سوره اند.از این جهت مثانی گفته می شوند که قابل تکرارند و به جهت کوتاه بودن بیش از یک مرتبه تلاوت می شوند.

4- حوامیم : هفت سوره ای که با حروف «حم »شروع می شود که عبارتند از:مؤمن، فصلت، شوری، زخرف، دخان، جاثیه و احقاف.

5- ممتحنات : نزدیک به بیست سوره اند و عبارتند از:فتح، حشر، سجده، طلاق، ن و القلم، حجرات، تبارک، تغابن، منافقون، جمعه، صف، جن، نوح، مجادله، ممتحنه و تحریم.

6- مفصلات : از سوره الرحمان تا آخر قرآن است.به جز چند سوره که ازممتحنات یا مئین شمرده شده اند.چون فواصل(آیه های) این سوره ها کوتاه است بدین نام نامیده شده اند.

* سوره شعراء دارای 228 آیه کوتاه و هم چنین سوره صافات دارای 182 آیه کوتاه است و بدین جهت از سورمئین شمرده شده اند که از لحاظ حجم سوره همانند سوره های مئین می باشند.

http://www.shia-leaders.com/?p=3793

 

 


نوشته شده در یکشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٩ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

 

بشنو ازچادرکه درتوصیف زن........تاروپودش باتومیگویدسخن

 

تاروپودم راشرافت بافته...............تاشرافت رابه عصمت بافته
***
درکلاس حفظ تقوا وشرف...........دختران درند و چادر چون صدف
***
بهترین سرمایه زن چادراست.....شیوه زهرا و زینب چادر است
***
حفظ چادرحافظ ناموسهاست.....پاسدارحیله جاسوس هاست
***
حفظ چادر سد فحشامیشود.....رو سفیدی نزدزهرا(س)میشود


نوشته شده در یکشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٩ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

اللهم عجل لولیک الفرج
 
 
قسم به غربت زهرا**** بیا زغیبت کبری
دگر بس است جدایی **** خدا کند که بیایی

اللهم عجل لولیک الفرج به حق زینب(سلام الله علیها)
 
تو فرمودی برای من دعا کن

ظهورم را تقاضا از خدا کن

مداوم عجل الله است وردم

دعایی هم تو بر احوال ما کن

 
 
اللهم عجل لولیک الفرج
 
اللهم عجل لولیک الفرج
 
اللهم عجل لولیک الفرج

 
اللهم عجل لولیک الفرج
 
 
 
 
 
 
 

نوشته شده در یکشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٩ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

 

 

 

http://www.askquran.ir/showthread.php?p=357767#post357767

 

کبوتر دل آواتار هاهدیه فاطمی آواتار ها

 

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=24027&p=370760

 


یاد بگیریم ادمها را همانطور که هستند بپذیریم

نه همانطور که ما دوست داریم باشند .

 



یاد بگیریم در مسیر زندگی چون کاج باشیم پایدار و استوار
نه همچو بید که به هر بادی بلرزیم


اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
اللهم عجل لولیک الفرج

واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره


آیت الله العظمی قاضی(ره)
الله الله الله که دل کسی را نرنجانید!!!!!

نوشته شده در یکشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٩ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

حجاب افتخار من است






ای ملکه عفاف که بر سر، تاج حجاب نهاده ای!
بر خود ببال که به این وادی پا نهاده ای
چرا که حجاب زن مهد آرامش اوست
که چون حصاری بلند از گلستان زیبایی های
جسم و جانش حفاظت می کند.


 

http://www.askquran.ir/showthread.php?t=24027&p=370760

 

 

خاطرات همفر(جاسوس انگلیسی در کشورهای اسلامی) ص93

در مسئله بی حجابی زنان باید کوشش فوق العاده به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی حجابی و رها کردن چادر مشتاق شوند. باید با استفاده از دلایل تاریخی(دروغین) ثابت کنیم که پوشیدگی زن از دوران بنی عباس متداول شده و مطلقاً سنت اسلام نیست.

پس از آنکه حجاب با تبلیغات وسیعی از میان رفت وظیفه مأموران ما آن است که جوانان را به عشق بازی و روابط نامشروع با زنان تشویق کنند و به این وسیله فساد را در جوامع اسلامی گسترش دهند.
(تا بتوانیم به اهداف سلطه جویانه خود در این کشورها برسیم)

 http://www.askquran.ir/showthread.php?t=24027&p=370760

 

 


نوشته شده در یکشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٩ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

 

در قرآن مجید در دو سوره از یاجوج و ماجوج سخن به میان آمده ، یکى در 94سوره کهف و دیگر در سوره انبیاء آیه 96.

*«قَالُوا یا ذَا الْقَرْنَینِ إِنَّ یأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجًا عَلَى أَنْ تَجْعَلَ بَینَنَا وَبَینَهُمْ سَدًّا(الکهف/94)(آن گروه به او) گفتند: «ای ذو القرنین یأجوج و مأجوج در این سرزمین فساد می‌کنند؛ آیا ممکن است ما هزینه‌ای برای تو قرار دهیم، که میان ما و آنها سدی ایجاد کنی؟!»
* «حَتَّى إِذَا فُتِحَتْ یأْجُوجُ وَمَأْجُوجُ وَهُمْ مِنْ کُلِّ حَدَبٍ ینْسِلُونَ(الأنبیاء/96)تا آن زمان که «یأجوج» و «مأجوج» گشوده شوند؛ و آنها از هر محل مرتفعی بسرعت عبور می‌کنند».
آیات قرآن به خوبى گواهى مى دهد که این دو نام متعلق به دو قبیله وحشى خونخوار بوده است که مزاحمت شدیدى براى ساکنان اطراف مرکز سکونت خود داشته اند.
در تورات در کتاب حزقیل فصل سى و هشتم و فصل سى و نهم ، و در کتاب رؤ یاى یوحنا فصل بیستم از آنها به عنوان گوگ و ماگوگ یاد شده است که معرب آن یاجوج و ماجوج مى باشد.
به گفته مفسر بزرگ ، علامه طباطبائى در المیزان یأجوج و مأجوج دو طائفه از مردم بودند که از پشت کوه به مردم حمله می کردند،و قتل عام و غارت راه انداخته اسیر می نمودند.دلیل بر همه اینها سیاق آیه است که تماماً ضمیر عاقل به آنان برگردانده شده و نیز عمل سد کشیدن بین دو کوه و غیر از اینها.{تفسیرالمیزان،ج13ص503}
بعضى معتقدند این دو کلمه عبرى است ، ولى در اصل از زبان یونانى به عبرى منتقل شده است و در زبان یونانى گاگ و ماگاگ تلفظ میشده که در سایر لغات اروپائى نیز به همین صورت انتقال یافته است .
دلائل فراوانى از تاریخ در دست است که در منطقه شمال شرقى زمین در نواحى مغولستان در زمانهاى گذشته گوئى چشمه جوشانى از انسان وجود داشته ، مردم این منطقه به سرعت زاد و ولد مى کردند، و پس از کثرت و فزونى به سمت شرق ، یا جنوب سرازیر مى شدند، و همچون سیل روانى این سرزمینها را زیر پوشش خود قرار مى دادند، و تدریجا در آنجا ساکن مى گشتند.
براى حرکت سیل آساى این اقوام ، دورانهاى مختلفى در تاریخ آمده است
که یکى از آنها دوران هجوم این قبائل وحشى در قرن چهارم میلادى تحت زمامدارى آتیلا بود که تمدن امپراطورى روم را از میان بردند.
و دوران دیگر که ضمنا آخرین دوران هجوم آنها محسوب مى شود در قرن دوازدهم میلادى به سرپرستى چنگیز خان صورت گرفت که بر ممالک اسلامى و عربى ، هجوم آوردند و بسیارى از شهرها از جمله بغداد را ویران نمودند.
در عصر کورش نیز هجومى از ناحیه آنها اتفاق افتاد که در حدود سال پانصد قبل از میلاد بود، ولى در این تاریخ ، حکومت متحد ماد و فارس به وجود آمد و اوضاع تغییر کرد و آسیاى غربى از حملات این قبائل آسوده شد.
به این ترتیب نزدیک به نظر میرسد که یاجوج و ماجوج از همین قبائل وحشى بوده اند که مردم قفقاز به هنگام سفر کورش به آن منطقه تقاضاى جلوگیرى از آنها را از وى نمودند، و او نیز اقدام به کشیدن سد معروف ذو القرنین نمود.{تفسیرنمونه،ج12ص551-552}.

نوشته شده در یکشنبه ٢ آبان ،۱۳۸٩ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ توسط ن.غ| نظرات ()
طبقه بندی:  

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin